
من آدم مناسب هیچ شخصی نیستم، مناسبم برای تنها بودن!

من آدم مناسب هیچ شخصی نیستم، مناسبم برای تنها بودن!

آبی برایش یک سبک زندگی بود نه صرفا یک رنگ!

« از چشم افتادن » بنظرم آخرین مرحلهاست. این آخرین مرحله با دلخور بودن یا ناراحتی فرق داره، این مرحله ناامید شدن از طرف مقابله، مرحلهی رها کردن. رها کردن آدم روبرو بدون لحظهای ناراحتی و پشیمانی.
ویژگی خوب یا بدم اینه رفتارم با آدمهایی که از چشمم میوفتن هرگز تغییر نمیکنه. فقط دیگه نمیبینمشون، زنگ میزنن، پیغام میدن، حتی جلوم میشینن و باهم چای میخوریم اما من نمیبینمشون. اونا هرگز متوجه چیزی نمیشن و دقیقا خوبیش برای من و بدیش برای اونها همینه که متوجه هیچچیز نمیشن.
-یک دیوانه
دلم برایت تنگ است ولی کاری از دستم بر نمی اید، انگار در سرنوشتمان نوشته شده باید در این فاصله و دلتنگی جان بدهیم، اما میخواهم بدانی چهره و لبخند زیبایت را دقیق تر و واضح تر از آدم هایی که هر روز میبینم به یاد دارم.
یادت نرود فاصله و دوریِ من و تو هیچوقت به فراموشی ختم نمیشود بلکه فقط شوق دیدار دوباره مان را بیشتر میکند.
آبان سال ۹۸ بود که اینترنت هارو قطع کرده بودن
دقیقا مثل وضعیت الان
اون موقع ها من حساس تر بودم...تازه اومده بودم بیان و کلا سه ماه فعالیت داشتم:)
تمام فکر و ذکر و ذهنم شده بود اینجا چون نمیتونستم وارد بیان شم!
از اونجایی که همیشه عادت دارم کلی چیزای مختلف رو امتحان کنم و یه جورایی سرور هارو دور بزنم بالاخره یاد گرفتم چیکار کنم.
از اون ماجرا سه چهار سال میگذره و هیچوقت فکر نمیکردم ترفندام بازم به کار بیاد و نتو قطع کنن:)))
اون موقع سیزده سالم بود...و الان هیفده سالم!
کاری نمیتونم بکنم....حتی به سن قانونی نرسیدم که بخوام پامو از خونه بزارم بیرون
تنها کاری که تواناییشو دارم اینه که دستامو بچسبونم به هم و از هر خدا و هر کائنات و عنصر و الهه ای که میشناسم کمک بگیرم و اشک بریزم:")
بالاخره که یکیشون باید بشنوه
جوونامون دارن میمیرن...زخمی میشن....زجر میکشن....شکنجه میشن...برای آزادی!!
تنها چیزی که این چند وقت فقط ورد زبونمه:
خواهش میکنم
خواهش میکنم
خواهش میکنم
خواهش میکنم
خواهش میکنم
خواهش میکنم
خواهش میکنم
خواهش میکنم
خواهش میکنم
خواهش میکنم
*احتمالا کسی این پستمو نبینه ولی خب حس کردم زیادی ساکت بودم:)*