عاشقم
اهل همین کوچه بن بست کناری
که تو از پنجره اش پای به قلب منِ دیوانه نهادی
تو کجا؟
کوچه کجا؟
پنجره باز کجا؟
من کجا؟
عشق کجا؟
طاقت آغاز کجا؟
تو به لبخند و نگاهی
منِ دلداده به آهی
بنشستیم،
تو در قلب من و
منِ خسته به چاهی
گنه از کیست؟
از آن پنجره باز؟
از آن لحظه آغاز؟
از آن چشم گنه کار؟
از آن لحظه ی دیدار؟
کاش میشد گنه پنجره و لحظه و چشمت همه بر دوش بگیرم
جای آن یک شب مهتاب
تو را تنگ در آغوش بگیرم.
- ترانه سرا: فقط خدا میدونه!
پ ن: همخونه ام امروز گفت وای انقدر کار راه بندازی کاش همیشه همه جا همراهم بودی مثلا یه کیومرث خونگی داشتم........
کیومرث:)))))))))))خونگی :)))))))))))))))
بعد اومد حرفشو درست کنه گفت نه منظورم کیومرث جیبی بود که هرجا بخوای همراهت باشه و هرجا لازمش داشتی درش بیاری.......
کیومرث:))))))))))) جیبی:)))))))))))))))
*لازم به ذکر است که در این مکان هرگونه کیومرث جیبی یا خانگی بفروش نمیرسد و هرگونه خرید و فروش کیومرث جیبی یا خانگی غیر قانونی بوده و انجام آن پیگرد قانونی بدنبال خواهد داشت با تشکر :))))))))))))))

Amirreza ... در ۱۴ بهمن ۱۴۰۴
کارت به کجا کشیده... کیومرث خونگی😂
گلاب به روتون، آفتابه رو گرفتن رو امپراتوری😶😂